فهرست مطالب سایت

مکارم اخلاق ، جلسه 64

موضوع : مکارم اخلاق
تاریخ انتشار : 19 مهر 1398


سخنران : حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی
مکان : حسینیه مرحوم آیت الله علوی تهرانی



فایل تصویری برای این مطلب موجود نیست

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
اَلحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی خَیرِ خَلقِه مُحَمَّدٍ وَ عَلی عِترَتِهِ الطّاهِرینَ وَ اللَّعنُ الدائِمُ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنَ إلی لِقاءِ یَومِ الدّینِ آمِینَ یا رَبَّ العالَمینَ
مؤلفه‌های ازدیاد روزی، دو دسته است. یکی موانعی که از ازدیاد روزی جلوگیری می‌کنند و دیگری اسبابی که باعث می‌شوند روزی زیاد شود. ما فقط در باب اسباب صحبت می‌کنیم.
این عوامل زمانی کاربرد دارند که اولاً تجارتی برای کسب روزی وجود داشته باشد. تجارت، هر عملیاتی است که ما بإزای مالی داشته باشد. در کنار تجارت است که این عوامل مؤثر است. شغلی که انسان دارد، آنچه خداوند تمهید کرده را جلب می‌کند؛ اما با این عوامل است که انسان می‌تواند آن روزی را زیاد کند. نکته مهم این است که تمام این مؤلفه‌ها در بستر ایمان جواب می‌دهد. اگر کسی کفر به خداوند داشته باشد این عوامل اثر نمی‌کند.
در سوره مبارکه اسراء آیه 19 می‌فرماید: ﴿وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى‏ لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً﴾ یعنی: کسانی که چشم اندازشان آخرت باشد و تلاش فراوان داشته باشند در حالی‌که مؤمن هستند، خداوند از آنها قدردانی می‌کند. از ما تلاش فراوان می‌خواهند نه صرف تلاش را. یک روایت از حضرت صادق علیه السلام بخوانم که متوجه شوید تلاش فراوان چیست. حضرت فرمودند: اگر خداوند دو رکعت نماز واجب من را قبول کند دیگر من را به جهنم نمی‌برد. به امیر المؤمنین عرض کردند: چرا شما این قدر صدقه می‌دهید؟ مگر شما نمی‌گویید اگر خدا یک عمل شما را قبول کند دیگر عذابی نیست؟ حضرت فرمود: این حرف درست است؛ ولی من نمی‌دانم خداوند عملم را قبول کرده است یا نه. پس باید فراوان تلاش بکنم.
قید بعدی‌ای که در آیه وجود دارد اهل ایمان بودن است. اگر ایمان نداشته باشیم عدالتمان هم به درد نمی‌خورد. قرص مسکن ممکن است حال انسان را خوب کند. ولی در بیمار سرطانی، هیچ تأثیری ندارد. اثر قرص از بین نرفته است؛ بلکه ماده، مستعد نیست. این، تعلیم اصلی اهل بیت است.
در سوره مبارکه نور آیه 39 می‌فرماید: ﴿وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً﴾ یعنی: کسانی که کافر شدند، عملشان مثل سراب در یک سرزمین هموار بیابانی است که انسان تشنه، آن سراب را آب می‌پندارد. واقعیتی ندارد. این شخص تصور می‌کند که بسیار کار کرده است؛ ولی چون کافر بوده است، وقتی به قیامت می‌رود چیزی به عنوان عمل برای او وجود ندارد. قرآن کریم می‌فرماید: ﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها﴾. از کسی صحبت می‌کند که عمل را با خودش ببرد. باید عمل را با خودمان ببریم. شرط اصلی بردن اعمال، ایمان است. اگر ایمان نباشد نمی‌پذیرند.
عامل شانزدهمی که موجب ازدیاد روزی می‌شود انفاق است. انفاق، عام‌تر از صدقه است و معنای شامل‌تری دارد. در سوره مبارکه بقره آیه 276 می‌فرماید: ﴿يَمْحَقُ اللهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ﴾. خداوند سود حاصل از ربا را نابود می‌کند؛ ولی صدقه را مضاعف می‌کند. به همین دلیل به شما می‌گوید اگر می-خواهید روزی شما زیاد شود انفاق کنید. از رسول گرامی نقل شده است: «اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ» یعنی: روزیتان را با صدقه نازل کنید و پایین بیاورید. چرا می‌گوید پایین بیاورید؟ چون در آیه دیگر فرموده است: ﴿وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ﴾ یعنی: روزی شما در آسمان است و پایین آوردن آن با صدقه است. حضرت ختمی-مرتبت می‌فرماید: «إِنَّ بَابَ الرِّزقِ مَفتُوحٌ بِبَابِ العَرشِ یُنَزِّلُ اللهُ عَلَی العِبَادِ أَرزَاقَهُم عَلَی قَدرِ نَفَقَاتِهِم فَمَن قَلَّلَ قَلَّلَ لَهُ وَ مَن کَثَّرَ کَثَّرَ لَهُ» یعنی: درب روزی به سمت عرش خدا باز می‌شود و در عالم بالاست. خداوند روزی را به اندازه صدقه شما پایین می‌فرستد. کسی که زیاد صدقه بدهد، زیاد می‌گیرد. کسی که کم بدهد، کم می‌گیرد.
گفته بودیم یکی از عوامل ازدیاد روزی، زکات است. زکات یعنی اخراج حقوق واجب مالی. حقوق واجب مالی، سه تاست:
1. زکات اصطلاحی که عموماً شامل مردم ما نمی‌شود.
2. خمس.
3. انفاق. گفتیم در اموال انسان‌ها یک حق مشخص برای سائل و محروم وجود دارد که نه مصداق خمس است و نه زکات.
رسول خدا فرموده است: «حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ» یعنی: اموالتان را با زکات حفظ کنید. شما فقط همه چیز را بیمه می‌کنید. اما رسول خدا می‌فرماید راه بیمه کردن اموال، زکات است. از امیر المؤمنین علیه السلام روایت شده است: «اَلزَّکَاةُ نَقصٌ فِی الصُّورَةِ وَ زِیَادَةٌ فِی المَعنَی». زکات به حسب ظاهر خارج کردن چیزی از میان اموال است؛ ولی به حسب واقع و معنا زیاد کردن اموال است. ما همیشه ظاهربین هستیم. از حضرت نقل شده است: «فَرَضَ اللهُ...الزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ» یعنی: یعنی عامل جلب روزی، زکات است. در روایت دیگر می‌فرماید: «لَوْ أَخْرَجَ النَّاسُ زَكَاةَ أَمْوَالِهِمْ مَا احْتَاجَ أَحَدٌ» یعنی: اگر مردم زکاتشان را می‌دادند هیچ محتاجی پیدا نمی‌شد.
انفاق، استحبابی است؛ ولی زکات، وجوبی است. معمولاً انفاق‌ها از زکات است. مردم با دفتر مرجع تقلید صحبت می‌کنند. اجازه یک مقدار از وجوهی که باید بدهند را می‌گیرند و از همان پول، به صغیر و کبیر کمک می‌کنند. وقتی به قیامت می‌رود می‌بینند که در پرونده اعمالشان چیزی به نام انفاق وجود ندارد. اعتراض می‌کنند. به او می‌گویند مبلغی به امام زمان بدهکار بودی. بخشی را به مرجع تقلید داده-ای. بقیه را بخشیدی که از پول امام زمان است. چه ربطی به تو دارد؟
یکی از عواملی که روزی را زیاد می‌کند، حسن خلق است. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «حُسنُ الخُلقِ مِنَ الدِّینِ وَ هُوَ یَزیدُ فِی الرِّزقِ» یعنی: اخلاق از ایمان است و روزی را زیاد می‌کند.
ما یک اخلاق داریم و یک حسن خلق داریم. وقتی در تعالیم به ما می‌گویند باید حسن خلق داشته باشید، یعنی رعایت آن میزان از اخلاقیاتی که در تعامل با دیگران لازم است. به رعایت آداب معاشرت می-گویند حسن خلق. اگر این آداب معاشرت رعایت شد اسمش را مردم‌داری می‌گذارند. می‌گویند فلانی، مردم‌دار است. این، همه اخلاق نیست.
عامل دیگری که باعث جلب روزی می‌شود سخاوت است. شما فکر می‌کنید با تکاثر، اموالتان جمع می‌شود؟ خداوند می‌گوید با کوثر جمع می‌شود. تکاثر یعنی اکتناز و جمع‌آوری. کوثر یعنی روان بودن. بدهید برود. جای آن می‌آید. خدا گفته است. مگر اینکه باور نداشته باشید که خدا می‌دهد.
یک مشکل موسی، فرعون بود. یک مشکل او قارون بود. یک مشکل او هم سامری بود. فرعون ظلم می‌کرد. قارون تفاخر به مال داشت. با تبختر و تکبر ثروت‌اندوزی می‌کرد. سامری دین‌سازی کرد. فرعون غرق شد. قارون در زمین فرو رفت. نتیجه کار سامری چه شد؟ خدا به موسی گفت به سامری کاری نداشته باشد که او سخی است. خداوند سخی را دوست دارد. سخاوتش را دوست دارد، نه شخص او را. سخاوت روزی را زیاد می‌کند. چون خدا وعده داده است. ختمی‌مرتبت می‌فرماید: «اَلرِّزقُ إِلَى بَيتٍ فِيهِ سَخَاءٌ أَسرَعُ مِنَ الشّفرَةِ إِلَى سَنَامِ البَعيرِ» یعنی: ورود روزی به خانه‌ای که سخاوت در آن باشد، سریع‌تر از حرکت لبه تیغه کارد در کوهان شتر است.
شخصی خدمت پیامبر رسید. نامش سلمان بن عامر بود. به پیامبر گفت: پدرم مهمان را اکرام می-کرد. همسایه‌داری داشت. وفای به عهد داشت. وقتی دستش تنگ بود هم می‌بخشید. این کارهایی که کرد به دردش می‌خورد؟ پیغمبر فرمودند: مشرک از دنیا رفت؟ این شخص گفت: بله. پیامبر فرمود: خودش از این کارها هیچ منفعتی نمی‌برد؛ ولی در نسلش اثر دارد. فرزندانش هرگز فقیر نمی‌شوند. هرگز ذلیل نمی‌شود. هرگز تنها نمی‌شوند.
اینها عوامل اجتماعی‌ای است که می‌تواند روزی را زیاد کند. برخی عوامل، بهداشت فردی است. انسان باورش نمی‌شود اگر بهداشت را رعایت کند چه ربطی به روزی دارد. خدا می‌گوید من این کار را می‌کنم و به کسی ربطی ندارد. این عوامل تحت عنوان تجمّل مطرح می‌شود. تجمل یعنی خود را آراستن. خود را آراستن با خود را آراسته نشان دادن فرق می‌کند. یعنی آرایش و پیرایش شخصی نباید به قصد نشان دادن باشد. امام کاظم علیه السلام می‌فرماید: «قَالَ سَيِّدُنَا الصَّادِقُ: إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجْمِيلَ وَ يَكْرَهُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَاؤُسَ فَإِنَّ اللهَ إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَةً أَحَبَّ أَنْ يَرَى عَلَيْهِ أَثَرَهَا» یعنی: آقای ما امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند زیبایی و زیباگرایی را دوست دارد و از زشتی و ژولیده‌گرایی بدش می‌آید. وقتی خداوند به شخصی، نعمتی بدهد، دلش می‌خواهد اثر آن نعمت را در زندگی آن شخص ببیند. به حضرت گفت شد: «وَ كَيْفَ ذَلِكَ؟» یعنی: این زیبا و زیباگرایی چگونه است؟ حضرت فرمود: «يُنَظِّفُ ثَوْبَهُ وَ يُطَيِّبُ رِيحَهُ وَ يُجَصِّصُ دَارَهُ وَ يَكْنُسُ أَفْنِيَتَهُ حَتَّى إِنَّ السِّرَاجَ قَبْلَ مَغِيبِ الشَّمْسِ يَنْفِي الْفَقْرَ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ» یعنی: لباس انسان تمیز باشد. خوشبو باشد و خانه‌اش را گچ‌کاری کرده باشد. خاک و خشت نباشد. بعد می‌فرماید: صحن و سرای خانه‌اش را جارو کند. روشن کردن چراغ قبل از غروب آفتاب، فقر را از بین می‌برد و روزی را زیاد می‌کند.
زیباگرایی دو قید دارد. اولاً نباید منجر به اسراف شود. ثانیاً نباید منجر به اشرافی‌گری شود. من مجبور هستم همه قیود را بگویم. وقتی می‌گویند پیامبر خوشبو بیرون می‌آمدند برخی می‌روند عطر پنج میلیون تومانی می‌خرند. به آنها می‌گویی چرا پنج میلیون تومان پول عطر دادی؟ می‌گوید پیامبر هم عطر مصرف می‌کرد. آیا پیامبر پنج میلیون پول می‌داد؟
سابقاً جلوی خانه‌های یک چراغی را روشن می‌کردند. به همین میزان که اگر کسی خواست از جلوی خانه‌شان رد شود زمین نخورد. اگر کسی این نیت خیر را داشته باشد، اسراف نیست. قرار هم نیست لامپ مدادی بگذارید. یک لامپ کم‌مصرف بزنید.
یکی دیگر از عوامل ازدیاد رزق، انگشتر دست کردن است. پیامبر می‌فرماید: «تَخَتَّمُوا بِالْيَوَاقِيتِ فَإِنَّهَا تَنْفِي الْفَقْرَ» یعنی: انگشتر یاقوت دست کنید که فقر را از بین می‌برد. در حدیث دیگر فرموده است: یعنی: «تَخَتَّمُوا بِالْعَقِيقِ فَإِنَّهُ يَنْفِي الْفَقْرَ» یعنی: عقیق دست کنید که فقر را از بین می‌برد.
ناخن گرفتن و کوتاه کردن شارب در روز جمعه فقر را دور و روزی را زیاد می‌کند. شانه کردن مو و محاسن، فقر را از بین می‌برد.
بخشی از اموری که فقر را از بین می‌برد اعمال عبادی است. یکی از عواملی عبادی‌ای که روزی را زیاد می‌کند استغفار است. پیامبر می‌فرماید: «أَكْثِرُوا الِاسْتِغْفَارَ فَإِنَّهُ يَجْلِبُ الرِّزْقَ» یعنی: زیاد استغفار کنید که این کار روزی را جلب می‌کند.
برخی می‌گویند ما قرارداد را بسته‌ایم؛ ولی طرف مقابل هنوز امضای نهایی را نزده است. به این می-گویند کُند شدن روزی. برطرف کردن این کُندی، راه دارد. پیامبر می‌فرماید: «مَنْ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِ نِعْمَةً فَلْيَحْمَدِ اللهَ وَ مَنِ اسْتَبْطَأَ الرِّزْقَ فَلْيَسْتَغْفِرِ اللهَ» یعنی: اگر خدا به کسی نعمت داد آن شخص باید شکر کند. هر کسی که روزیش کند شد استغفار کند.
مردی شرفیاب محضر پیامبر شد و گفت: روزیم کم شده است. حضرت فرمود: چرا درود ملائکه و تسبیح مخلوقات و آن چیزی که به واسطه‌اش به مردم روزی داده می‌شود را نمی‌گویی؟ آن شخص پرسید: اینکه فرمودید، چیست؟ حضرت فرمود: «سُبحَانَ اللهِ وَ بِحَمدِه سُبحَانَ اللهِ العَظِیمِ أَستَغفِرُ اللهَ». این را صد بار در فاصله نماز صبح تا طلوع آفتاب بگو که دنیا را به سمت تو می‌آورد در حالی که خوار شده و ناچار است بیاید.
برای حضرت مریم دختر عمران در آن زمان که هنوز باردار نشده بود، مائده آسمانی می‌آمد. ولی وقتی باردار شد و خواست از خرمای درخت بخورد به او گفتند درخت را تکان بده. چرا؟ چون تعلقش به خداوند به اندازه فرزندش کم شده بود.
ممکن است برخی بگویند ما زندگی کسانی که ممحّض در خدا بودند را هم دیدیم. همه آنها فقیر بودند. دلیلش این است که آنها انتخاب می‌کنند فقیر باشند. حضرت امیر، فقر را انتخاب کرد. به پیغمبر ما وحی شد: تمام گنج‌های دنیا را با کلید‌هایش به تو می‌دهیم و از نصیب آخرتت هم کم نمی‌کنیم. تمام گنج‌ها را می‌خواهی یا فقط آخرت را؟ فرمود آخرت را انتخاب می‌کنم. این، کلام امیر المؤمنین است: «اَلفَقرُ شِعَارُ الصَّالِحِینَ».





    کلمات کلیدی :

هم رسانی : تلگرام



نظرات

برای این مطلب نظری ثبت نشده