فهرست مطالب سایت

مکارم اخلاق ، جلسه ۴۲

موضوع : مکارم اخلاق
تاریخ انتشار : 11 بهمن 1397


سخنران : حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی
مکان : حسینیه مرحوم آیت الله علوی تهرانی



فایل تصویری برای این مطلب موجود نیست

حضرت سجاد در دعای مکارم الاخلاق فرمودند: «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي». برای وفور نیت سه معنا عرض کردم.معنای اول، رسیدن نیت به نیت خالص و کامل بود. حضرت سجاد از حضرت حق درخواست میکند که کمال خلوص در نیت را به ایشان اعطا کند، نه خلوص ابتدایی را. کمال خلوص یعنی انگیزه انجام عمل، وجه الله باشد. غالباً در مقام نیت، انگیزه عمل را با منافع عمل اشتباه میگیریم و منافع را جزء نیت قرار میدهیم. مثلاً به شما میگویند در فلان جا گنج نهفته است. شما برای به دست آوردن گنج با تمام تجهیزات به آنجا میروید. پنجاه متر که حفر میکنید به آب میرسید. هدف شما رسیدن به آب نبوده؛ ولی رسیدن به آب جزء منافع شما شد. ما غالباً در مقام نیت، انگیزه را با منافع خلط میکنیم. نماز میخوانیم تا به بهشت برویم. «وَ تِلکَ عِبَادَةُ التُّجَارِ». نماز میخوانیم تا به جهنم نرویم. این عبادت بردگان است. نرفتن به جهنم و رفتن به بهشت، منافع عمل است که جزء انگیزه عمل قرار گرفته. اگر انگیزه عمل، وجه الله باشد باز هم این منافع به دست میآید.
اگر کسی نماز را به انگیزه رسیدن به بهشت یا به انگیزه اجتناب از جهنم بخواند، نماز محکمی نخواهد بود؛ چون بهشت و جهنم از باب رحمت وضع شده و همه میگویند خداوند ارحم الراحمین است. ولی وقتی شما نماز را بر اساس وجه الله بخوانید، یک نماز محکم خواهد بود؛ چون نمیدانید که رضایت خدا را به دست آوردهاید یا نیاوردهاید. وقتی میگویید خداوند ارحم الراحمین است که که نماز را به خاطر بهشت خوانده باشید. اما وقتی برای وجه الله باشد چون نمیدانید با این نماز، رضایت خدا را به دست آوردهاید یا نه تلاش به خرج میدهید. وفور نیت یعنی کمال خلوص در نیت. کمال خلوص نیت یعنی به خاطر وجه الله، نه به خاطر رسیدن به بهشت و نرفتن به جهنم.
معنای دومی را که برای وفور نیت بیان کردم این بود که این صدور نیت خیر از من، یک امر دائمی باشد. یعنی به قدری کار خیر از من صادر شود که یادم نیاید برخی از کارهای خیر را من انجام دادهام؛ ولی بعضیها همیشه یادشان است؛ چون فقط یک بار انجام دادهاند.
معنای سومی که برای وفور نیت بیان کردیم این بود که نیت من را از ریا و نفاق و عُجب و شرک حفظ کن.
نکتهای که این در این فقره از دعا و فقره بعدی وجود دارد، این است که امام علیه السلام این مطلب را در لسان دعا درخواست میکنند. میگوید خدایا! با لطفت این را به من بده. دعا، مقتضای بندگی انسان است. کسی که خود را بنده بداند دعا میکند. امام میخواهد اثبات کند بنده است. رسیدن به این مرتبه جز به امداد غیبی حاصل نمیشود. لذا میگوید تو با لطفت این را به من بده. اساساً ارزش انسان به دعا است. خداوند در سوره مبارکه فرقان آیه 77 به پیامبر عظیم الشأنش دستور میدهد: «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ» یعنی: ای پیامبر ما! بگو اگر این دعای شما نبود خدای علی اعلا هرگز به شما اعتنا نمیکرد. ما موجوداتی نیستیم که ارزشی داشته باشیم. اگر بخواهیم ارزش پیدا کنیم به دعا است. دعا، مرتبه بندگی است.
دعا را از نماز مستحبی بالاتر میدانند. هیچ چیزی از نماز واجب بالاتر نیست. در کتاب تهذیب شیخ طوسی نقل شده که عبید ابن زرارة ـ که خاندان زرارة از اجلاء اصحاب ائمه سلام الله علیهم اجمعین هستند ـ میگوید: «أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ رَجُلَيْنِ قَامَ أَحَدُهُمَا يُصَلِّي حَتَّى أَصْبَحَ وَ الْآخَرُ جَالِسٌ يَدْعُو أَيُّهُمَا أَفْضَلُ؟ قَالَ: الدُّعَاءُ أَفْضَلُ» یعنی: من از حضرت صادق راجع به دو شخصی سؤال کردم که یکی از آنها شب را تا صبح فقط نماز میخواند و نفر دوم نشسته و دعا میکند. کدام یکی از این دو برتر است؟ حضرت فرمود: آن کسی که بیشتر دعا میکند افضل است. سپس به این آیه شریفه استناد کردهاند: «ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‏ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ» یعنی: من را بخوانید تا شما را اجابت میکنم. کسانی که از بندگی من سر باز بزنند و تکبر کنند، به زودی داخل جهنم خواهند شد. به قرینه اینکه این عبادت و بندگی را در کلامی ذیل دعا میآورد معلوم میشود که این بندگی، دعا است.
دعا را با قرائت قرآن مقایسه میکنند. راوی میگوید: «قَالَ لِيَ الْعَالِمُ: الدُّعَاءُ أَفْضَلُ مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ لِأَنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ يَقُولُ: قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً» یعنی: عالم آل محمد وجود نازنین حضرت علی ابن موسی الرضا به من فرمود: دعا کردن از قرائت قرآن برتر است. چون خداوند میفرماید: پیغمبر ما! به این مردم بگو اگر دعای شما نبود شما پیش من هیچ ارزشی نداشتید.
به یک مضمون دیگر نقل شده است: «عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ: أَيُّهُمَا أَفْضَلُ فِي الصَّلَاةِ؛ كَثْرَةُ الْقِرَاءَةِ أَوْ طُولُ اللَّبْثِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ؟ قَالَ: فَقَالَ: كَثْرَةُ اللَّبْثِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ فِي الصَّلَاةِ أَفْضَلُ» یعنی: برید عجلی میگوید به وجود نازنین حضرت باقر علیه السلام عرض کردم: کدام یک از این دو در نماز بالاتر است؛ اینکه من قرآن بیشتری بخوانم یا رکوع و سجود طولانی داشته باشم؟ آن طرفیها این کار را میکنند و وقتی شروع به نماز صبح میکند یک رکعت را با سوره یونس میخواند و یک رکعت را با سوره یوسف. دویست آیه را در یک نماز دو رکعتی میخواند. از حضرت پرسید: کدام یک از این دو در نماز بالاتر است؟ وجود نازنین حضرت باقر فرمودند: رکوع و سجده طولانی، بالاتر است. بعد به آیه قرآن استدلال میکنند: «أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ؟ إِنَّمَا عَنَى بِإِقَامَةِ الصَّلَاةِ طُولَ اللَّبْثِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ» یعنی: آیا فرمایش حضرت حق را نشنیدهای: هر چقدر میتوانید قرآن بخوانید؛ ولی نماز را به پا دارید. این است و جز این نیست که مراد از اقامه صلاة در آیه، رکوع و سجده طولانی است. اقامه نماز با نماز خواندن فرق میکند. ما غالباً نماز میخوانیم. اگر بخواهیم دستور قرآن را اجرا کنیم که میفرماید: (وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ) یعنی: نماز را به پا دارید، وجود نازنین حضرت باقر علیه السلام میفرماید راه اقامه نماز، رکوع و سجود طولانی است. اینها در نمازهای ما اتفاق نمیافتد. اصلاً حاضر نیستیم در مسجد بایستیم. حضرت امیر فرمودهاند: بین ماندن در مسجد و ماندن در بهشت، ماندن در مسجد را انتخاب میکنم؛ چون بهشت، خشنودی من است و مسجد، خشنودی خداوند است.
سپس برید میگوید: «قُلْتُ: فَأَيُّهُمَا أَفْضَلُ؛ كَثْرَةُ الْقِرَاءَةِ أَوْ كَثْرَةُ الدُّعَاءِ؟ فَقَالَ: كَثْرَةُ الدُّعَاءِ أَفْضَلُ. أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى لِنَبِيِّهِ: قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ» یعنی: به حضرت باقر عرض کردم: کدام یک از این دو بالاتر است؟ در همین سجده بیشتر دعا بخوانیم یا بیشتر قرآن بخوانیم؟ حضرت فرمود: دعای بیشتر بخوانید. آیا نشنیدهای فرمایش حضرت حق را به وجود نازنین پیامبر که به او فرمود: دعای شما اگر نبود هیچ ارزشی نداشتید؟
معاویة ابن عمار میگوید: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ: رَجُلَيْنِ افْتَتَحَا الصَّلَاةَ فِي سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ فَتَلَا هَذَا الْقُرْآنَ فَكَانَتْ تِلَاوَتُهُ أَكْثَرَ مِنْ دُعَائِهِ وَ دَعَا هَذَا أَكْثَرَ فَكَانَ دُعَاؤُهُ أَكْثَرَ مِنْ تِلَاوَتِهِ. ثُمَّ انْصَرَفَا فِي سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ. أَيُّهُمَا أَفْضَلُ؟ قَالَ: كُلٌّ فِيهِ فَضْلٌ كُلٌّ حَسَنٌ» یعنی: شرفیاب محضر حضرت صادق شدم و به ایشان عرض کردم: فدایت شوم. دو انسان در یک زمان واحد شروع به نماز میکنند. یکی از اینها قرآن تلاوت میکند و قرآن خواندش بیشتر از دعا کردنش است. آن نفر دوم شروع به دعا میکند. دعای او بیش از قرآن خواندن است. یکی با دعای بیشتر و یکی با قرآن بیشتر نماز را شروع میکنند. در یک زمان هم نمازشان را تمام میکنند. کدام یک بالاتر است؟ حضرت فرمودند: هر دو خوب است. هر دو نیکو است. معاویة میگوید: «قُلْتُ: إِنِّي قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ كُلًّا حَسَنٌ وَ أَنَّ كُلًّا فِيهِ فَضْلٌ» یعنی: به امام عرض کردم: من هم میدانم که هر دو، کار خوبی است و هر دو فضیلت دارد. سؤال من این است که کدام یک بالاتر است. حضرت فرمود: «الدُّعَاءُ أَفْضَلُ. أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ هِيَ وَ اللَّهِ الْعِبَادَةُ. هِيَ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ. هِيَ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ. أَ لَيْسَتْ هِيَ الْعِبَادَةَ؟ هِيَ وَ اللَّهِ الْعِبَادَةُ هِيَ وَ اللَّهِ الْعِبَادَةُ. أَ لَيْسَتْ هِيَ أَشَدَّهُنَّ؟ هِيَ وَ اللَّهِ أَشَدُّهُنَّ هِيَ وَ اللَّهِ أَشَدُّهُنَّ» یعنی: دعا بهتر است. مگر نشنیدی خداوند به پیامبرش فرمود: به این مردم بگو پروردگار شما فرموده است: بخوانید من را که من شما را اجابت میکنم و هر کسی از این خواندن ابا کند به جهنم وارد میشود. به خدا سوگند که دعا، عبادت است. به خدا سوگند دعا، برتر است. به خدا سوگند دعا، برتر است. آیا دعا عبادت نیست؟ آیا دعا بندگی نیست؟ سه بار قسم خوردند که دعا بندگی است. به خدا دعا بندگی است. بعد می‌فرمایند: دعا، بندگی قویتر است. به خدا قسم که دعا، بندگی قویتر است. به خدا قسم که دعا، بندگی قویتر است. صادق مصدّق سه بار قسم میخورد که دعا، بندگی است. بعد هم قسم میخورد که بندگی قویتر، همین دعا کردن است.
پیامبر فرمودند: «يَدْخُلُ الْجَنَّةَ رَجُلَانِ كَانَا يَعْمَلَانِ عَمَلًا وَاحِداً فَيَرَى أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ فَوْقَهُ فَيَقُولُ: يَا رَبِّ بِمَا أَعْطَيْتَهُ وَ كَانَ عَمَلُنَا وَاحِداً؟ فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: سَأَلَنِي وَ لَمْ تَسْأَلْنِي» یعنی: دو نفر را به بهشت میفرستند که عملشان با هم مساوی است. هر چه که یکی از آنها انجام داده است دیگری هم همان را انجام داده است. اما در بهشت یکی از آنها میبیند که دیگری در جای بهتری است. به خداوند علی اعلا عرض میکند: چه شد که او بالاتر رفت؟ این برتری در مزد به خاطر چیست؟ خداوند علی اعلا به این آدم میفرماید: چون او از من درخواست میکرد و تو از من درخواست نداشتی. دعا کرده بود. دعا، بندگی برتر است. خدا کسی را که دعا کند بیشتر دوست دارد.
اینکه حضرت سجاد دعا میکند، مقتضای بندگی است. ارزشِ انسانی است. برترین عبادت است. نسبت به سایر بندگیها تعالی میدهد. نماز را متعالی میکند. بهشت انسان را مترقی میکند. کسی که اهل دعا باشد در مراتب عالیه بهشت قرار میگیرد.
در مسأله دعا، چند نکته را بگویم که معمولاً اینها رعایت نمیشود:
نکته اول: حضرت صادق علیه السلام فرمودند: هیچگاه از اجابت دعا مأیوس نباشید. تنها مقولهای که دیر و زود دارد؛ ولی سوخت و سوز ندارد، دعا است. محال است که از بین برود. قطعاً اجابت میشود. امام صادق به میسر ابن عبد العزیز فرمودند: «يَا مُيَسِّرُ! ادْعُ وَ لَا تَقُلْ إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَةً لَا تُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَةٍ وَ لَوْ أَنَّ عَبْداً سَدَّ فَاهُ وَ لَمْ يَسْأَلْ لَمْ يُعْطَ شَيْئاً فَسَلْ تُعْطَ يَا مُيَسِّرُ! إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ بَابٍ يُقْرَعُ إِلَّا يُوشِكُ أَنْ يُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ»‏ یعنی: ای میسر! دعا کن. نگو که کار از کار گذشت. تو دعا کن. نزد خداوند یک مقامی هست که به آن نمیرسی مگر به واسطه درخواست از خدا. اگر بندهای دهانش را ببندد و از خداوند چیزی نخواهد به او چیزی نمیدهند. بخواهید تا بدهند. میسر! بدان که هر دری که کوبیده شود بالاخره به روی کوبنده باز میشود.
از اجابت مأیوس نشوید. خداوند حیا میکند از اینکه کسی را دست خالی رد کند. « قَالَ رَسُولُ اللهِ: إِنَّ اللهَ جَوَادٌ کَریمٌ. یَستَحیِی مِنَ العَبدِ المُسلِمِ إِذَا دَعَاهُ أَن یَرُدَّ یَدَیهِ صِفراً لَیسَ فِیهِمَا شَیءٌ» یعنی: خداوند بخشندهای کریم و بزرگوار است. از بنده مسلمان حیا میکند که او چیزی بخواهد و خداوند او را دست-خالی رد کند. این یعنی محال است که اجابت نشود. خدا، جواد است. خدا، سخی است. فرق جواد با همه مراتب بخشش در این است که جواد به کسی میگویند که قبل از اظهار میدهد. سخی آن کسی است که باید اظهار کرد تا بدهد؛ ولی جواد کسی است که نگاه میکند و میفهمد چه خبر است و میدهد. بزرگوارانه میدهد.
حدیث دیگری از امام صادق در باب دعا هست که امیدوارکننده است: «قَالَ الصَّادِقُ عَلَیهِ السَّلَامُ: مَنْ تَمَنَّى شَيْئاً وَ هُوَ لِلَّهِ رِضًا لَمْ يَخْرُجْ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يُعْطَاهُ» یعنی: کسی که از خداوند علی اعلا درخواستی داشته باشد و آن درخواست مورد خشنودی خدا باشد یعنی گناه نباشد، از دنیا نمیرود مگر اینکه آن حاجت را به او میدهند. فقط نباید گناه باشد. هر چه که باشد میدهند. از دنیا خارج نمیشوی مگر اینکه به تو میدهند. به همین دلیل است که یکی از اسماء الهی این است: «یَا مَن لَا یَخیبُ سَائِلُهُ» یعنی: ای کسی که خواستار را ناامید نمیکنی. درخواستکنندهاش ناامید نمیشود.
نکتهای که هست این است که ما باید سه کار را بلد باشیم. ما باید دعا کردن را بلد باشیم. معمولاً ما دعا کردن را بلد نیستیم. شخصی پرده کعبه را گرفته بود و میگفت: خدایا! به من صبر عنایت کن. حضرت زین العابدین فرمود: این چه دعایی است؟ صبر، سخت است و تو اهل سختی نیستی. گفت: چه بخواهم؟ فرمود: بگو: «أَسئَلُکَ العَافِیَةَ وَ الشُّکرَ لِلعَافِیَةِ». از خدا راحتی بخواه؛ ولی برای اینکه دچار افسارگسیختگی نشوی بگو زبان شکر در این راحتی را هم به من بده.
دومین چیزی که در دعا باید رعایت شود این است که حضرت صادق علیه السلام فرمود: «اِحْفَظْ آدَابَ الدُّعَاءِ فَإِن لَم تَأتِ بِشَرطِ الدُّعَاءِ فَلَا تَنتَظِرِ الإِجَابَةَ» یعنی: روش دعا کردن را بلد باش. اگر آداب دعا را رعایت نکردی انتظار اجابت نداشته باش. دعا کردن، آدابی پیش از دعا دارد و آدابی همراه درخواست دارد و آدابی پس از درخواست دارد.
سومین چیزی را که باید رعایت کنیم پیامبر فرموده است. شخصی به محضر پیامبر رفت. از پیامبر سؤال کرد: «مَا لَنَا نَدعُ اللهَ وَ لَم یَستَجِب دُعَاؤَنَا وَ هُوَ قَالَ: اُدعُونِی اَستَجِب لَکُم» یعنی: چرا ما خدا را می-خوانیم؛ ولی دعای ما مستجاب نمیشود در حالی که خداوند تعالی فرموده است من را بخوانید که اجابت میکنم شما را. خداوند که خلف وعده نمیکند. حضرت رسول گرامی فرمود: «إِنَّ قُلُوبَکُم مَاتَت بِعَشرَةِ أَشیَاءٍ» یعنی: قلب شما به خاطر ده خصلت مرده است. این ده خلصت را کنار بگذارید.
پیامبر در دنیا میگوید: «اَللَّهُمَّ ارزُق مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ اَلعِفَافَ وَ الکِفَافَ» یعنی: خدایا! به من و خاندانم روزی در حد عفاف و کفاف بده. تویی که امت او هستی چرا بیش از این میخواهی؟ ما دعاهای اختراعی داریم. بعد هم برای اینکه اعتماد خدا را جلب کنیم میگوییم دو هزار میلیارد بده که ما هم از دیگران دستگیری کنیم. مگر خود خدا بلد نیست به دیگران بدهد؟ چرا میگویی به من بده که من به دیگران بدهم؟ خب بگو به همه بده و به من هم بده.
محتوای دعا و روش دعا و مانع دعا را باید یاد گرفت که چیست. فرموده است اگر بخواهی کوهها را جا به جا کنم، میکنم. منتها تو از راهش بیا. تو از راهش بیا. تو از بیراهه میآیی و به من نمیرسی.





    کلمات کلیدی :

هم رسانی : تلگرام



نظرات

برای این مطلب نظری ثبت نشده