فهرست مطالب سایت

مکارم اخلاق ، جلسه ۴۴

موضوع : مکارم اخلاق
تاریخ انتشار : 11 بهمن 1397


سخنران : حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی
مکان : حسینیه مرحوم آیت الله علوی تهرانی



فایل تصویری برای این مطلب موجود نیست

وجود نازنین حضرت زین العابدین در فراز دیگری از دعای مکارم از خداوند درخواست میکنند: «وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي» یعنی: و به قدرت خود آنچه از من فاسد و تباه گشته را اصلاح فرما.
اصلاح را با واژه «استصلاح» خواستهاند که از باب استفعال است. معنای باب استفعال، تدریج است. شما گاهی میگوید فلانی را اخراج کردید. یعنی دفعتاً خارجش کردید. گاهی میگویید استخراج کردم. یعنی به تدریج خارج میکنم. «اسْتَصْلِحْ» یعنی آنچه از من فاسده شده است را به تدریج اصلاح کن. یعنی با من مدارا کن.
«مَا فَسَدَ مِنِّي» چه معنایی دارد؟ دو احتمال در این عبارت وجود دارد. احتمال اول در باب عمل است. امام عرضه میدارد: عمل من به سبب یک سری از مسائل فاسد شده است. تو با قدرتت با من مدارا کن و این فساد در عمل را اصلاح کن.
در معارف اسلامی، امور از نظر ثمره، متفاوت هستند که برخی را نام میبریم:
• برخی امور باعث حبط عمل میشوند. در سوره مبارکه مائده آیه 5 میفرماید: «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ» یعنی: کسی که در ایمانش کفر ورزید عملش را از بین میبرد. مهمترینِ این دسته از امور، بحث کفر است و شرک و تکذیب آیات الهی.
• یک سری از امور هستند که باعث بطلان عمل میشوند. در سوره مبارکه بقره آیه 264 می-فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏» یعنی: ای کسانی که ایمان آورده-اید! صدقهای را که دادهاید به واسطه منت گذاشتن و اذیت کردن باطل نکنید.
• یک سری از امور باعث صحت عمل میشود. اگر اینها نباشند آن عمل صحیح نیست مانند عقل و بلوغ و ایمان و علم. عمل جاهلانه یعنی عملی که منطبق بر شرع مبین نباشد، صحیح نیست.
• یک سری از امور باعث قبولی عمل میشود مثل تقوا. در سوره مبارکه مائده آیه 27 میفرماید: «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ» یعنی: خداوند فقط از اهل تقوا قبول میکند. از غیر اهل تقوا اصلاً قبول نمیکند اگر چه شخص، مؤمن باشد.
• یک سری از امور هست که باعث کمال عمل میشود. مثلاً در قرآن خواندن، وضو شرط کمال است و اصلِ قرآن خواندن، منوط به وضو نیست مادامی که نخواهید خطوط قرآن را لمس کنید.
• یک سری از امور هست که علت فساد عمل است. عمده آنچه که باعث فساد عمل میشود دو مطلب است. یکی از آنها عُجب است. عجب، مختص اهل ایمان است. کسانی که ایمان ندارند دچار عجب نمیشوند؛ چون اصلاً چیزی ندارند که به واسطه آن دچار عجب بشوند.
عجب یعنی خود را بزرگ دیدن. عجب با کبر تفاوت دارد. کبر، برتری دادن خود نسبت به دیگران است. یعنی شخص خودش را با دیگران مقایسه میکند و میگوید من بالاتر هستم؛ ولی عجب در نفس خود شخص اتفاق میافتد.
عجب دو نوع منشأ دارد:
نوع اول: گاهی منشأ عجب درونی است. یعنی به خود انسان بر میگردد. مثلاً یک صفت کمالی در شخص وجود دارد و باعث میشود انسان از آن حالت لذت ببرد. مانند علم. یا مثلاً به خاطر ملکات نفسانی است مانند شجاعت یا تواضع.
نوع دوم: گاهی اوقات منشأ عجب، یک امر بیرونی است. یعنی یک نعمتی است که خدا عنایت کرده است مثل ثروت و زیبایی.
در همین دعای مکارم به یک فقرهاش میرسیم که وجود نازنین حضرت زین العابدین علیه السلام به خداوند عرضه میدارد: «لَا تَرْفَعْنِي فِي النَّاسِ دَرَجَةً إِلَّا حَطَطْتَنِي عِنْدَ نَفْسِي مِثْلَهَا وَ لَا تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا» یعنی: من را نزد مردم بالا مبر مگر اینکه به همان اندازه من را نزد خودم پایین بیاوری و برای من یک عزت آشکار درست نکن مگر اینکه من را در نزد خودم خوار کنی.
امام سجاد علیه السلام با این دعای «وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي» از خدا میخواهند تا این حالت از عجب را که از ایشان سلب کند. چون این حالت که بیاید عمل را بی اثر میکند. عملی که باید آخرت-ساز باشد و شخص را مقرّب کند، بی اثر میشود و آنچه که باعث بی اثر شدن عمل است، مسأله عجب است.
وجود نازنین حضرت صادق علیه السلام میفرماید: «مَنْ دَخَلَهُ الْعُجْبُ هَلَكَ» یعنی: هر کسی که دچار عجب شد، هلاک میشود.
عجب، یک شمشیر دو لبه است؛ چراکه حقیقتی است که باعث دو نوع هلاکت میشود:
1. هلاکت کسی که این عمل را انجام میدهد.
2. هلاکت خود عمل.
جناب عیسی علیه السلام به حواریونشان فرمودند: «يَا مَعْشَرَ الْحَوَارِيِّينَ! كَمْ مِنْ عَابِدٍ أَفْسَدَهُ الْعُجْبُ» یعنی: ای گروه طرفداران من! چه زیاد هستند عبادتکنندههایی که عجب، آنها را هلاک کرده است.
حضرت امام صادق از پیامبر عظیم الشأن اسلام و پیامبر به عنوان حدیث قدسی نقل میفرمایند: «أَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ: بَشِّرِ الْمُذْنِبِينَ وَ أَنْذِرِ الصِّدِّيقِينَ‏» یعنی: خداوند به داود علیه السلام وحی کرد: به گنه-کاران بشارت بده و به مؤمنان راستین هشدار بده. داود علیه السلام عرض کرد: «كَيْفَ أُبَشِّرُ الْمُذْنِبِينَ وَ أُنْذِرُ الصِّدِّيقِينَ؟» یعنی: چگونه به گنهکاران بشارت بدهم و چطور به مؤمنین راستین هشدار بدهم؟ خداوند فرمود: «يَا دَاوُدُ! بَشِّرِ الْمُذْنِبِينَ أَنِّي أَقْبَلُ التَّوْبَةَ وَ أَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ وَ أَنْذِرِ الصِّدِّيقِينَ أَلَّا يُعْجَبُوا بِأَعْمَالِهِمْ فَإِنَّهُ لَيْسَ عَبْدٌ یَتَعَجَّبُ بِالحَسَنَاتِ إِلَّا هَلَکَ» یعنی: به گنهکاران بشارت بده که من تؤبه را میپذیرم و از گناه میگذرم. ولی مؤمنین راستین را انذار کن و به آنها بگو به اعمالشان عجب پیدا نکنند؛ چون هیچ بنده-ای نیست که به اعمالش عجب پیدا کند مگر اینکه به هلاکت کشیده میشود.
روایتی از وجود نازنین حضرت صادق علیه السلام هست که حضرت میفرماید: «يَدْخُلُ رَجُلَانِ الْمَسْجِدَ أَحَدُهُمَا عَابِدٌ وَ الْآخَرُ فَاسِقٌ فَيَخْرُجَانِ مِنَ الْمَسْجِدِ وَ الْفَاسِقُ صِدِّيقٌ وَ الْعَابِدُ فَاسِقٌ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ يَدْخُلُ الْعَابِدُ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ مُدِلٌّ بِعِبَادَتِهِ وَ فِكْرَتُهُ فِي ذَلِكَ وَ يَكُونُ فِكْرَةُ الْفَاسِقِ فِي التَّنَدُّمِ عَلَى فِسْقِهِ فَيَسْتَغْفِرُ لِلَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ» یعنی: دو انسان از دو طیف فکری وارد مسجد میشوند. یکی از آنها عابد است. یکی از آنها هم اهل گناه است. این دو نفر در پایان از مسجد خارج میشوند در حالی که فاسق، مؤمن راستین شده است؛ اما آن کسی که اهل عبادت بوده هلاک شده است. زیرا آن آدمی که اهل عبادت است وارد مسجد می-شود در حالی که در تمام این مدت به خودش مینازد. ولی آدم گنهکار تمام مدتی که در مسجد است فکر و ذکرش در پشیمانی است و دنبال راهی برای جبران گذشتهها است و دائماً از گناهانش استغفار میکند.
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مردم میدیدند خداوند چقدر از اعمال را بر میگرداند، به این قطعیت میرسیدند که خداوند بنا ندارد عمل کسی را قبول کند. در این صورت نباید دچار عجب شویم.
بلیه عجب به قدری خطرناک است که بیان مبارک امام صادق علیه السلام این است: حالت ندامت از گناه برای انسان بهتر است از عمل نیکی که انجام داده و به آن، عجب پیدا کرده است.
«قَالَ عَلِیٌّ عَلَیهِ السَّلَامُ: ضَاحِكٌ مُعْتَرِفٌ بِذَنْبِهِ أَفْضَلُ مِنْ بَاكٍ مُدِلٍّ عَلَى رَبِّهِ» یعنی: کسی که میخندد ولی اقرار میکند آدم بدی است، حالش بهتر از آن کسی است که گریه میکند ولی به آن عملش عجب دارد.
باز هم از وجود نازنین حضرت امیر است که حضرت میفرماید: «سَيِّئَةٌ تَسُوءُكَ خَيْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُكَ» یعنی: گناهی که به خاطرش ناراحت شوی، بهتر است از حسنهای که تو را به عجب و بالیدن بیاورد.
از وجود نازنین حضرت صادق است: «إِنَّ الرَّجُلَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَنْدَمُ عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ الْعَمَلَ فَيَسُرُّهُ ذَلِكَ فَيَتَرَاخَى عَنْ حَالِهِ تِلْكَ فَلَأَنْ يَكُونَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ خَيْرٌ لَهُ مِمَّا دَخَلَ فِيهِ» یعنی: شخصی گناهی میکند و سپس از گناهش پشیمان میشود. به همین دلیل یک عمل خوبی را انجام میدهد تا آن را رفع کند. نسبت به این عمل، عجب پیدا میکند و از آن حالت ندامت فاصله میگیرد. در حالی که اگر در آن حالت ندامت بر گناه میماند، برای او بهتر بود.
از وجود نازنین حضرت صادق سؤال شده است: «الرَّجُلُ يَعْمَلُ الْعَمَلَ وَ هُوَ خَائِفٌ مُشْفِقٌ ثُمَّ يَعْمَلُ شَيْئاً مِنَ الْبِرِّ فَيَدْخُلُهُ شِبْهُ الْعُجْبِ لِمَا عَمِلَ» یعنی: شخصی گناهی میکند در حالی که ترس دارد. میداند اگر خداوند بخواهد او را عِقاب کند بسیار سخت میگیرد. پس از آن، یک کار خوبی را انجام میدهد. خوشحال هم میشود و میگوید الحمد لله که موفق شدیم. حضرت میفرماید: «هُوَ فِي حَالِهِ الْأُولَى وَ هُوَ خَائِفٌ أَحْسَنُ حَالًا مِنْهُ فِي حَالِ عُجْبِهِ» یعنی: این آدم در حالی که ترسان بود وضعیتش بهتر از این حالتی است که نسبت به عمل خیرش عجب دارد.
مکرراً به ما دستور دادهاند که خودتان را نزد خودتان خوار کنید. لذا شما در مناجات با حضرت حق میگوید: «حَقیرٌ مِسکینٌ مُستَکینٌ». خداوند این حالت را دوست دارد.
حضرت رضا علیه السلام میفرماید: «إِنَّ رَجُلًا كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ عَبَدَ اللهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْبَعِينَ سَنَةً. فَلَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ. فَقَالَ لِنَفْسِهِ: مَا أُتِيتُ إِلَّا مِنْكِ وَ لَا الذَّنْبُ إِلَّا لَكِ فَأَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَيْهِ: ذَمُّكَ نَفْسَكَ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ أَرْبَعِينَ سَنَةً» یعنی: شخصی در بنی اسرائیل بود که چهل سال خداوند را پرستید؛ ولی از او نپذیرفتند. چهل سال را نپذیرفتند. این شخص به خودش گفت: اینها نیست مگر از ناحیه تو. گناهی نیست مگر اینکه به عهده تو است. خداوند به او وحی کرد: اینکه خودت را خُرد کردی نزد من از چهل سال عبادتت برتر است. چون این شخص دچار عجب نشده بود.
وجود نازنین حضرت زین العابدین با همه مقامی که دارد میفرمود من از عرض اعمال به خداوند خائف هستم و میترسم که نامه اعمالم را به خداوند بدهند و او نپذیرد. چرا ما نمیترسیم در حالی که نه شرط لازم عبادت را میآوریم و نه شرط صحت را و نه شرط کمال را و نه شرط قبولی عبادت را؟ خداوند به بلعم باعورا اسم اعظم داد؛ ولی بلعم باعورا جهنمی شد. ما اگر دنبال صفات کمالیه هستیم اصلاً نگران این مطلب نیستیم که خداوند یک زمانی این نعمت کمالی را از ما میگیرد. بلعم باعورا با اسم اعظم به جنگ حضرت موسی رفت. مبادا منِ نماز شبخوان با نماز شب به جنگ امام زمان بروم؟ نماز شبخوان-ها به جنگ امام حسین رفتند. مردم کوفه همه مردمی بودند که امامشناس بودند.
طایفهای را که امیر المؤمنین فرمود فتنه هستند و باید از بین بروند، اهالی جمل و صفین نبودند؛ بلکه اهالی نهروان بودند. جملیها تشنه قدرت بودند و میدانستند اگر علی ابن ابی طالب باشد، اینها هیچ طرفی نمیبندند. اهالی صفین هم معلوم بود چه کسانی هستند. معاویه و دار و دستهاش بودند. اما نهروانیها نماز شبخوان بودند. حافظ قرآن بودند. پیشانی همه آنها پینه بسته بود؛ اما دچار عجب در عمل عبادیشان شدند. حضرت از آن دو طایفه قبل تعبیر به فتنه نکرد. ولی از اینها تعبیر به فتنه کرد و فرمود من باید چشم فتنه را در بیاورم.
حضرت امیر فرمود اهل دین، کسانی هستند که «فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ إِنْ زُكِّيَ أَحَدُهُمْ خَافَ مِمَّا يَقُولُونَ وَ قَالَ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْ غَيْرِي وَ رَبِّي أَعْلَمُ بِي مِنْ غَيْرِي اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا يَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِي خَيْراً مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِي مَا لَا يَعْلَمُونَ» یعنی: خودشان را مقصر میدانند. از اعمالی که انجام دادهاند ترس دارند که مبادا خداوند اعمالشان را نپذیرد. وقتی کسی آنها را مدح کند، میترسند و میگویند: خدایا! من بهتر از اینها میدانم چه کسی هستم و تو بهتر از من میدانی که من چه کسی هستم. خدایا! به خاطر این حرفی که در مورد من میزنند من را مؤاخذه نکن و من را بالاتر از آنچه که فکر میکنند ببر و از آنچه که اینها نمیدانند بگذر.





    کلمات کلیدی :

هم رسانی : تلگرام



نظرات

برای این مطلب نظری ثبت نشده